ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

147

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

و اعراب را بدان فرزندان قحطان كنند ، [ 1 ] و سه ديگر پسر را الام نام بود ، و او را فرزندان بودند و ببابل مقام داشت ، و اشعار شيث و آدم عليه السلام پيوسته خواندندى ، و از نيكو سيرتى و زهد و عبادت او ضحاك قصد كشتن او كرد ، پس بگريخت با فرزندان و زمين روم در بيابانى مقام گرفت ، و هم آنجايگاه روزگارش سپرى شد ، و فرزندانش او را بقبة الرّصاص دفن كردند ، و ذكر آن در باب الحفاير [ 2 ] گفته شود . ارم بن سام را هفت پسر بودند نام ايشان عاد ثمود - صحار - جاسم - و بار - طسم - جديس ، و اينان را عرب العاربه خوانند [ 3 ] و نسل ايشان چندان گشت كه هيچ عدد پيدا نيامد ، و صاحب قوّة و هيكل و بالاء عظيم بودند ، و جباران ، و بالاء ايشان صد گز بودست بارش ايشان ، و كوتاه‌تر كسى هفتاد ارش بود ، و تصديق اين حديث قول خداى تعالى است كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ پس عاد با فرزندان خويش از بابل برفت ، و از پس عاد فرزندان يافث برفتند بر جانب مشرق چنان كه گفته شده است چون عاد برفت ، از بالا آواز آمد كه : يا عاد خدى يمنة [ 4 ] يعنى دست راست گير ، عاد سوى يمن رفت ، و جاى گرفت و ازين قبل آن را يمن خوانند ، و بعد از مقام عاديان ، قحطيان [ 5 ] جاى گرفت ، و شداد عاد ، و مرثد و جماعت جبابره ، چون عوج عناقه ، و جالوت ، همه ازين نسل بودند ، و بعد روزگارها ( 94 - ب ) فرزندان قحطان بقيت قوم عاد را از يمن بيرون كردند ، كه خداى تعالى ايشان را هلاك كرد ، چون يهود عليه السلام ايمان نياوردند ، و دعقل همى روايت كند كه ريك يمن جمله ، آن كوهها [ ء ] صعبست كه عاديان از آن سنگ خاره ، خانها ساختندى ، و تراشيده ، چنانچ خداى تعالى مىفرمايد « وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً » ، پس باد عذاب كه ايشان را هلاك كرد ، آن كوهها [ ء ] بدان عظيمى بگردانيد

--> [ ( 1 ) ] ظ : كشد . [ ( 2 ) ] اصل : الحفايز . ظ : الحفاير يا مقابر ، مراد باب 22 اندر ذكر مقابر و نواويس . . . است . و در نقطه گذارى بعد حفايز شده است ! [ ( 3 ) ] حمزه : فكانت العرب العاربه عشرة عاد و ثمود و طسم و ؟ جديس ؟ و ؟ عماليق ؟ و عبيل و اميم و و بار و رهط و جاسم و قحطان ( ص 81 ) طبرى : ولد إرم بن سام بن نوح عوص - غاثر - حويل . فولد عوص بن ارم غاثر ( ن : غابر ) و عاد و عبيل . و ولد غاثر بن ؟ ارم ؟ ثمود و ؟ جديس ؟ و كانوا قوما عربا يتكلمون بهذا اللسان المضرى فكانت العرب تقول لهذه الامم العرب العاربه . . . فعاد و ثمود و العماليق و اميم و جاسيم و جدس و طسم هم العرب ( 1 - 1 ص 214 - 215 ) [ ( 4 ) ] ظ : خذى [ ( 5 ) ] ظ : قحطان